نوشته شده در دوشنبه 31/3/89ساعت 1:55 صبح  توسط قطره ای از دریا
عارفانه های دکتر : « شمع بودم ، اشک شدم ؛ عشق بودم ، آب شدم . جسم بودم ، روح شدم
قلب بودم ، سوز شدم ؛ آتش بودم ، دود شدم »

چقدر این عکست را دوست دارم ، چه کسی جز تو اینگونه به استقبال مرگ می رود ؟
اگر نبودی ، چطور دوام می آوردم این زخم های ملتهب را ؟!
حال که در کنار محبوب ازلیت آرام گرفته ایی ، شفاعت می کنی این قلب خسته را ؟